2 ماهگیت مبارک قند عسلم
بارگاهی که به شهر قم به پاست هم برای نجف هم کربلاست
خاک او را غرق بوسه میکنم چون که جای پای اربابم رضاست
نیکا جونی عزیزم سلام
مامانی در روز 16 شهریور 92 اتفاقای قشنگی افتاد به جز یکیش که خیلی گریه کردم حالا تو ادامه مطلب بهت میگم عزیزم .

اولین مطلبم ولادت حضرت معصومه که روز دختر نام گذاری شده به بهترین دختر دنیا و امید زندگی من و بابایی تبریک میگم ،چون اگه فقط یه دونه دختر خوب و مهربون توی دنیا باشه اون تویی دختر عزیزم روزت مبارک.
دومین مطلبم این که شما در این روز قشنگ 2 ماه در کنار ما روز و شب گذروندی آره دخترم درست حدس زدی 2ماهه شدی عزیز دلم 2ماهگیت مبارک. آخ جون آخ جون بازم جشن بازم شادی من و بابایی به مناسبت این روز قشنگ برای شما کیکی گرفتیم و جشن کوچک اما با شکوه صورت دادیم بابا حاجی و مامان جون و عمومحمود و عمه جونی و محدثه کوچولو هم تو جشن شما بودند و زحمت کشیدند هم برای روز دختر و 2ماهه شدنت کادویی به شما دادند، خبر خوش دیگه از چکاب ماهیانه بگم که وزن شما از3/5 رسیده به 4/900 و قد شما از 53 سانتیمتر رسیده به 55 سانتیمتر و دور سر شما از 33 رسیده به 35
مطلب بعدیم واکسن 2 ماهگی شما بود که با بابایی ومامان جون شما روبردیم پیش خانم دکی و شما بعد از زدن واکسن کلی گریه کردی و منم همراه تو گریه کردم.
دخمل شکمو هنوز کیک نیورده خودیش

الهی برات بمیرم بعد اززدن واکسن انقدر بی حالی

فدات بشم چه ژسی گرفتی خوابیدی



2 ماهگیت مبارک قند عسلم
